تبليغاتX
دختری به نام سگ -
دختری به نام سگ، پارس میکند
ارگاسم؟ چشای بسته ی اون پیرمرده بوگندو وقتی از ته حلقش داد میزد:" آه...فدات شم...اه...فدات شم..." آخر کار پنج تا هزاری میذاشت کف دستم و قسم می خورد بیشتراز این نداره.......عشق؟ چشای باز اون پیرمرد بوگندو وقتی از ته حلقش٬ می گفت:" اگه زنم بفهمه٬ پوستمو می کنه...از همه ی اینا گذشته٬ زن خوبیه..."

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 20:17  توسط آناهیتا | 
 
JavaScript Codes