تبليغاتX
دختری به نام سگ -
دختری به نام سگ، پارس میکند

- دوستان! اومدم فحش بدم. به پروانه گفتم شاید توی دنیای مجاز بشه فحش داد. فکر می کردم اینجا دنیای خوشگلیه...دنیای اینترنت٬ دنیای تخیل..دنیای کلمه...جایی که کسی کسی رو نمی بینه...نصیحتم نکنید. مامان بزرگم که هی واسم صلوات نذر میکنه و هی اسفند دود می کنه٬ خیلی بهتر از شما نصیحت بلده... دوست دارم فحش بدم.دوست دارم گریه کنم.لعنتیا! من دیوونه نیستم...دوستان! نگید باید به خدا فکر کنم٬ باید آروم باشم که دنیا خیلی مسخره است و نباید زیاد جدیش گرفت...نیومدم دنبال راه حل.گیرم که اومدم٬ اومدم که یکی کمکم کنه...خب یه چیز جدید بگید.یه حرف تازه...یه حرف تازه!!!!

اسمم آناهیتاست.از همون دخترای کلیشه ای.نه خوشگلم٬ نه زشت. نه پولدارم٬ نه فقیر...بهم میگن: "آناهیتا! بدنت خیلی جذابه.زنونه است..تابش بده...مردا رو دیوونه کن " چرا کسی نگفت:"چشات نجیبه٬ معصومه...زیباست" چرا؟ ....قبول دارم: تکراریم...جای من اینجا نیست.قربونتون بشم! نمی خوام درکم کنید.فقط حرفامو بشنوید. همین..

لعنتیا نصیحتم نکنید...آناهیتا با مردایی خوابیده که بعضیشون سن و سال بابا بزرگتونو داشتن.یه مشت چین و چروک.پوست و استخون و...نصیحتم نکنید.یا خفه شید و حرفامو بشنوید٬ یا گورتونو گم کنید و...دارم دیوونه میشمممممممممم...دارم دیوونه میشم..

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 14:39  توسط آناهیتا | 
 
JavaScript Codes