![]() |
![]() |
|
| دختری به نام سگ، پارس میکند |
|
به یه دوست: ببین مسخره!
میشه با سه نفر خوابید.میشه با پنج نفر هم خوابید. میشه با سه نفر شروع کرد و داد زد: مواظب باشید٬ من دخترم.میشه با هشت نفر خوابید...با ده نفر...چون تویی که عرضه می کنی.تو فقط عرضه می کنی.فقط عرضه!!!.می خوای منو ببینی؟ باشه! قبول!.بیا تا همه چی رو نشونت بدم.اون شب.توی زندون(بیا بهت بگم چه بندی..می خوای؟ ) ریختن روی سرم و...باید داد می زدم :" من دخترم..دخترم " می خندیدن و می گفتن : ما هم دختریم جونی.ما هم دختریم .... ببین مسخره! من هنوز باکره ام.هنوز مقدسم...هنوز داد می زنم: من دخترم.حقیقت شده ام. خدا شده ام.بکرم...بیا آناهیتا رو ببین.بیا.شاید تونستم تو بغلت گریه کنم.( خیلیا بغلم کردن.خیلیاشون اشک می ریختن.گریه ی غریزه بود. اوج شهوت. اوج شادکامی تن. بغل می خوام! یه بغل واقعی...یه آغوش راس راسکی. خدا! به هیچ آغوشی اعتماد ندارم. وقتش نرسیده؟ دستاتو وا کن...گریه کنم یا سرت داد بکشم؟ دوست دارم خودمو واست لوس کنم. قهر بسه خدا! من کم آوردم.بیا آشتی کنیم...آناهیتا گه خورد. غلط کرد.آره خدا! تو بردی...) |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 22:17 توسط آناهیتا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
ممنون آبجی نازم...چقدر خوشگل مترسک بانو رو درست کردی...ممنون
|
| پارس هاي من |
|
هفته سوم خرداد 1386 هفته دوم خرداد 1386 هفته اوّل خرداد 1386 هفته چهارم اردیبهشت 1386 |
|
RSS
|